الشيخ محمد جواد الخراساني
18
تلخيص النحو (فارسى)
حسن جاء ، نشايد . زيرا كه اگر مقدم شود فعل و فاعل خواهد شد . فصلٌ : مسند و مسند اليه و اسناد هر يك از فاعل و مبتدا را مسندٌ اليه يعنى بهسوى او اسناد داده شده گويند و آن فعل يا اسم ديگر را مسند نامند يعنى اسناد داده شده زيرا كه در مثال جاء و عالم اسناد داده شده است و حسن چيزى است كه به سوى او اسناد داده شده و در اين بين يك ثالثى است كه بهاو تلفظ نشده و از مقوله لفظ نباشد بلكه فقط موجود باشد در معنى كه بدون او هم كلام صورت نپذيرد و او را اسناد و نسبت نامند زيرا كه چون گويى شجر ، حجر . پس تلفظ كرده به دو چيز يكى شجر و يكى حجر لكن اين دو لفظ بتنهايى كافى نيست در تماميت معنى پس چون گويى حسن عالم مىبينى كه اين دو لفظ بتنهايى كافى است پس قطعاً بايد بين اين دو لفظ خصوصيّتى باشد كه در آن دو لفظ نيست همان خصوصيّت اسناد است كه اين دو لفظ را بههم مربوط نموده يعنى پيوسته و ايجاد معنى تام و كامل نموده . و لهذا اسناد را رابطه نيز نامند يعنى اين اسناد مانند قوه است كه در اسم و آلات برق در اين زمان موجود است ولى وجود خارجى محسوس ندارد همانطور اين اسناد در بين اين دو لفظ وجود دارد مانند قوه و بدون او كلام تمام نشود لكن ملفوظ نباشد و اين اسناد امر اختيارى نيست مانند لفظ ، تا آنكه گويى اگر چنين است كه تماميت معنى و تماميت كلام موقوف است بهاسناد پس من او را در همه جا واقع مىسازم يعنى در مثل حجر شجر نيز اسناد مىدهم بلكه اسناد مانند همان قوه امرى است معنوى غير اختيارى و در همه جا